-
شعر انتظار ..... 17
جمعه 6 مهر 1397 09:21
آهوی مشکین ختن یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان دل آزرده ما را به نسیمی بنواز یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند یار مه روی مرا نیز به من بازرسان دیدهها در طلب لعل یمانی خون شد یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان برو ای طایر میمون همایون آثار...
-
طنز جبهه ( 79 ) :
پنجشنبه 5 مهر 1397 06:20
خوابم نمی آمد . رفیقی داشتم ، خیلی آدم رگی بود. حوالی اذان صبح رفتم به بالینش ، شانه اش راچندبارتکان دادم و آهسته گفتم: بلندشو آفتاب زد ، آقا چشمت روز بد نبیند ، یک مرتبه پتو را کنار زد ، و با صدای بلند گفت: مرد حسابی بگذاربخوابم ، به من چه که آفتاب می زند ، شاید آفتاب بخواهد نیمه شب دربیاید ، من هم بایدنیمه شب بلند...
-
تو جاری کردهای در خون ما خون .....
پنجشنبه 5 مهر 1397 06:14
(۱) ز دستت میچکد بر دستها خون تو جاری کردهای در خون ما خون دل تو کوفه کوفه بیوفایی دل ما کربلا در کربلا خون مصطفی علیپور (2) دل وارد جمع سوگواران شده است اطرافش باز شعله باران شده است برجای نمانده غیر خاکستر از او اینجا آتش ، تعزیه گردان شده است (3) جز مهر تونیست در بساط دل من عشقت شده «اهداناالصراط»دل من در...
-
خون اصیل
پنجشنبه 5 مهر 1397 06:12
خون اصیل ای خون اصیلت به شتک ها ز غدیران افشانده شرف ها به بلندای دلیران جاری شده از کرب و بلا آمده...و آنگاه آمیخته با خون سیاووش در ایران ای جوهر سرداری سرهای بریده وی اصل نمیرندگی نسل نمیران خرگاه تو می سوخت در اندیشه تاریخ هر گاه که آتش زده شد بیشه شیران آن شب چه شبی بود که دیدند خلایق نظم تو پراکنـده و اردوی تو...
-
( طنز جبهه 78 ) :
چهارشنبه 4 مهر 1397 06:20
از بچه های خط نگهدار بود . شب درکمین صدای مشکوکی شنید سریع به سنگر فرماندهی آمد و گفت : بجنبید عراقی ها در حال پیشروی هستند . پرسیدم: از کجا می دانی عراقی ها هستند شاید خودی باشند . گفت: نه بابا با گوش های خودم شنیدم عربی سرفه می کردند . " شادی روح بچه های خط نگهدار صلوات "
-
توفان واژه ها
چهارشنبه 4 مهر 1397 06:19
توفان واژه ها با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد در خود، تمام مرثیه ها را مرور کرد ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد احساس کرد از همه عالم جدا شده است در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است در اوج روضه، خوب دلش را که غم گرفت وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت مثل...
-
اجابت دعای قلب حاضر
چهارشنبه 4 مهر 1397 06:16
بسیاری از مردم میپرسند چرا دعا میکنیم ولی اجابت نمیشود، ولی به این توجه ندارند که اصولا آداب دعا و شرایط آن را نمیشناسند و یا اگر میشناسند به آنها عمل نمیکنند. آدمی وقتی نزد کسی برای گرفتن وام میرود که نسبت به قرض دادن آن شخص دست کم اطمینان دارد و با ادب و احترام میرود و درخواستش را مطرح میکند. پیش هر کسی هم...
-
با خورشید انقلاب(خاطراتی از رهبر معظم انقلاب)
چهارشنبه 4 مهر 1397 06:14
به سبک شادگان بود رهبر معظم انقلاب نسبت به سبکهای محلی در شعرخوانی و مداحی، مهارت خاصی دارند، بسیاری از هنرها در وجود ایشان جمع شده است. در یکی از جلسهها که شاعران در محضر ایشان بودند و شعر میخواندند، بنده نیز توفیق حضور داشتم، جلسه در سوسنگرد یا هویزه بود. در آن روز، یکی از شاعران به آقا عرض کرد: اگر اجازه...
-
آش قایِش
سهشنبه 3 مهر 1397 06:03
زمان آماده سازی 40 دقیقه حداکثر زمان پخت 40 دقیقه میزان دشواری متوسط مناسب برای 6 نفر رشته قایش 2 مشت رشته قایِش 500 گرم اسفناج خرد شده 2 عدد پیاز 5 حبه سیر 1 پیمانه نخود 1 قاشق غذا خوری نعنا خشک 1 قاشق چای خوری زردچوبه به مقدار لازم نمک به مقدار لازم کره آب شده به مقدار لازم دوغ چاپ دستور پخت برای تهیه آش قایِش ،...
-
شکلات آلمانی
سهشنبه 3 مهر 1397 06:03
زمان آماده سازی 40 دقیقه مناسب برای 10 نفر 1 قاشق غذا خوری رنده پوست پرتقال 1/2 پیمانه گردو خرد شده 1/4 پیمانه پودر کاکائو 1/2 پیمانه شکر 100 گرم بیسکوئیت پتی بور 1 عدد تخم مرغ 100 گرم کره چاپ دستور پخت برای تهیه این شکلات نیازی به فر نیست و با ابتدایی ترین وسایل و ساده ترین مواد می توانید این شکلات های لذیذ را تهیه...
-
شیرینی کشمشی
سهشنبه 3 مهر 1397 06:00
زمان آماده سازی 30 دقیقه حداکثر زمان پخت 15 دقیقه 1 قاشق مربا خوری بکینگ پودر 1/2 قاشق چای خوری وانیل 2 عدد تخم مرغ 100 گرم کشمش 150 گرم کره 150 گرم پودر شکر 200 گرم آرد چاپ دستور پخت برای تهیه شیرینی کشمشی ، ابتدا کره را از یخچال بیرون می آوریم تا در دمای بیرون نرم شود . فر را روشن می کنیم تا گرم شود . کف سینی فر را...
-
طنز جبهه ( 77 ) :
سهشنبه 3 مهر 1397 05:41
بیسیم چی بودم. کدرمز آب ، 256 بود. با بیسیم اعلام کردم که 256 بفرستید. اما خبری نشد. بعد چند بار تماس با عصبانیت گفتم: 256 چی شد؟ همه از تشنگی مردند ، یک دفعه بچه ها زدند زیر خنده ... تازه متوجه شده بودم که رمز رو لو دادم . " شادی روح بیسیم چی های شهید صلوات "
-
اگر در کربلا توفان نمی شد، کس نمی فهمید ........
سهشنبه 3 مهر 1397 05:38
ظهر محرم نخستین کس که در مدح تو شعری گفت، آدم بود شروع عشق و آغاز غزل شاید همان دم بود نخستین اتفاق تلخ تر از تلخ در تاریخ که پشت عرش را خم کرد، یک ظهر محرم بود مدینه نه که حتی مکه دیگر جای امنی نیست تمام کربلا و کوفه غرق ابن ملجم بود فتاد از پا کنار رود در آن ظهر دردآلود کسی که عطر نامش آبروی آب زمزم بود اگر در کربلا...
-
سه امتیاز مخصوص امام حسین(ع)
سهشنبه 3 مهر 1397 05:36
محمدبن مسلم میگوید: از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) شنیدم که میفرمودند: خداوند تبارک و تعالی به امام حسین(ع) عوض شهادتش سه چیز (ویژه) به او عطا فرموده است: 1- امامت را در نسل او مقرر فرموده و همه امامان معصوم(ع) از فرزندان آن حضرت میباشند. 2- در تربت پاک آن حضرت، شفا و بهبودی قرار داده است. 3- دعا در نزد قبر مطهر آن...
-
برکات پیروی از سیره اهلبیت (ع)
دوشنبه 2 مهر 1397 11:50
قال الامامالحسین(ع): «من اتانا لم یعدم خصله من اربع: آیهًْ محکمهًْ، وقضیهًْ عادلهًْ، واخا مستفادا و مجالسهًْ العلماء» امام حسین (ع) فرمود: هرکس به نزد ما آید چهار خصلت را از دست نمیدهد، و حداقل از چهار چیز بهرهمند میگردد: 1- نشانههای محکم و استوار میشنود 2- از قضاوتی عادلانه برخوردار میگردد 3- با برادری سودمند...
-
طنزجبهه ( 76 )
دوشنبه 2 مهر 1397 11:42
اوایل اسارت ورزش ممنوع بود . تا یه نفر شروع به ورزش کرد ، مامور عراقی باقلم و کاغذ اومد سراغش و پرسیدک اسمت چیه ؟ اونم گفت : گچ پژ ! عراقیه تا چند دقیقه هرکاری کرد نتوانست اسمو تلفظ کند ول کردرفت !
-
«ما هر سال حسین را به قربانگاه می بریم؟!»
دوشنبه 2 مهر 1397 11:41
دست هایش می لرزید... «دست هایش می لرزید ، از قتلگاه که بیرون آمد پریشان نه که پشیمان بود یعنی حتی آن شقاوت محض تنها و تنها یک بار می توانست قاتل حسین باشد! اما چرا من و تو نمی لرزیم وقتی می خوانیم: «ما هر سال حسین را به قربانگاه می بریم؟!» سیداکبر میرجعفری
-
طنزجبهه ( 75 )
یکشنبه 1 مهر 1397 00:19
یکی از بچه های شوخ طبع معرکه گرفته بود که اگه بهم مرخصی ندید بی اجازه به اهواز می روم . گفتند: چی شده؟ قضیه چیه ؟ گفت: هیچی ! به من گفتند: برو جبهه اسلام درخطراست ، اومدم این جا می بینم جون خودم خیلی بیشتر در خطره !!
-
خانواده و ازدواج از نگاه رهبری
یکشنبه 1 مهر 1397 00:16
ازدواج آسان به روش پیامبر(ص) اسلام تشویق میکند به ازدواج سریع و آسان بدون شرایط زائد، بدون تقیدهای زیادی- چه دختر و چه پسر- در دوران میل جنسی از طرف اسلام دعوت شدهاند به ازدواج کردن. این مسئله خود، بخش مهم و قلم عمدهای از این فسادها را کم میکند. اسلام مسئله ازدواج را آسان کرده که میبینید در صدر اسلام رسول خدا...
-
در محضر امام خمینی(ره)
یکشنبه 1 مهر 1397 00:10
تا نام علیاکبر را بردم آقای کوثری که سالها در قم روضهخوان خاص امام بود نقل میکرد: پس از شهادت مرحوم حاج آقا مصطفی وارد نجف شدم، رفقا گفتند خوب به موقع آمدی امام را دریاب که هر چه ما کردیم در مصیبت حاج آقا مصطفیگریه کند از عهده برنیامدیم، مگر تو کاری بکنی. خدمت امام عرض کردم: «اجازه میدهید ذکر مصیبتی بکنم؟ اجازه...
-
طنزجبهه ( 74 )
شنبه 31 شهریور 1397 23:51
خیلی شوخ بود.بالاخره ترکش خورد ، وقتی امدادگرها می بردنش عقب می گفت : بچه ها ناراحت نباشید ، من می روم عقب ، امام تنها نباشه ! " شادی روح امام و شهدا صلوات "
-
جاده و اسب مهیاست، بیا تا برویم
شنبه 31 شهریور 1397 05:21
جاده و اسب جاده و اسب مهیاست، بیا تا برویم کربلا منتظر ماست، بیا تا برویم خاک در خون خدا می شکفد، می بالد آسمان غرق تماشاست، بیا تا برویم تیغ در معرکه می افتد و برمی خیزد رقص شمشیر چه زیباست، بیا تا برویم از سراشیبی تردید اگر برگردیم عرش زیر قدم ماست، بیا تا برویم زره از موج بپوشیم، ردا از توفان راه ما از دل دریاست،...
-
توصیف مردمان کوفه
شنبه 31 شهریور 1397 05:20
«فرزدق میگوید: چون از کوفه باز میگشتم، حسین (ع) مرا در راه دید و گفت: ای ابوفراس، در کوفه چه خبر بود؟ گفتم: دلهای کوفیان همه با توست؛ ولیکن شمشیرهایشان همه بر کمک و مساعدت بنیامیه است؛ و یاری و نصرت هم از جانب خداست! فرمود: آری! این سخنی است که تو از روی صدق و راستی گفتی! مردم همگی بردگان و بندگان مال دنیا هستند...
-
فلسفه قیام امام حسین(ع)
شنبه 31 شهریور 1397 05:19
قالالامام الحسین(ع): «اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا تنافسا فیسلطان ولا التماس شیئ من فضول الحطام ولکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک، و یا من المظلومون من عبادک، و یعمل بفرائضک و سننک و احکامک» امام حسین(ع) فرمود: بارالها تو آگاهی بر اینکه حرکت ما برای رسیدن به قدرت و سلطنت دنیا نیست، و نه برای...
-
شعر انتظار ..... 16
جمعه 30 شهریور 1397 06:33
غزل انتظار فروغ بخش شب انتظار، آمدنی ست نگار، آمدنی غمگسار، آمدنی ست به خاک کوچه دیدار آب می پاشند بخوان ترانه شادی که یار آمدنی ست ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد! مترس از شب یلدا! بهار آمدنی ست صدای شیهه رخش ظهور می آید خبر دهید به یاران: سوار آمدنی ست بس است هر چه پلنگان به ماه خیره شدند یگانه فاتح این کوهسار، آمدنی...
-
شعر انتظار .... 15
جمعه 30 شهریور 1397 06:30
بی تو .... دو شهر مانده به آواز قاصدک بی تو شمارگان غزل می خورد محک بی تو چقدر واژه هرگز نگفته می ماند به روی وصله دستان پر ترک بی تو تو از نهایت آن شهر بوسه می آیی قسم به شاعری بال شاپرک بی تو من آسمان بدون تو را نمی خواهم قطار حوصله ها هم بدون شک بی تو شبیه نقطه ی کوری در آخر قصه شبیه دود چراغ دو مردمک بی تو که از...
-
سّر نی در نینوا می ماند، اگر زینب نبود ......
جمعه 30 شهریور 1397 06:29
زینب(س) سّر نی در نینوا می ماند، اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند، اگر زینب نبود چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ پشت ابری از ریا می ماند، اگر زینب نبود چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان در کویر تفته جا می ماند، اگر زینب نبود زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت از تراز نغمه وا می ماند، اگر زینب نبود در طلوع داغ اصغر،...
-
راز رشید
پنجشنبه 29 شهریور 1397 09:25
راز رشید به گونه ماه نامت زبانزد آسمان ها بود و پیمان برادری ات با جبل نور چون آیه های جهاد محکم تو آن راز رشیدی که روزی فرات بر لبت آورد و ساعتی بعد در باران متواتر فولاد بریده بریده افشا شدی و باد تو را با مشام خیمه گاه در میان نهاد و انتظار در بهت کودکانه حرم طولانی شد تو آن راز رشیدی که روزی فرات بر لبت آورد و...
-
جانم حسین 6
پنجشنبه 29 شهریور 1397 09:24
من حاضرم برای حسین ترک سر کنم آماده ام به راه ولایش خطر کنم مظلوم تر از عموی غریبم ندیده ام از غربتش تمامی عالم خبر کنم این کار عشق و دل بُوَد ای عقل برو کنار مستانه سوی حضرت دلبر سفر کنم تابی ندارد این دل محزون و کوچکم آخر چگونه زخم تنش را نظر کنم
-
جانم حسین 5
پنجشنبه 29 شهریور 1397 09:23
طوفان گرفت، نام شما سربلند شد تا نیزه نیزه سمت خدا، سر، بلند شد این خون که ریخت روی زمین، خون نبود، نه این خون که قد کشید و تناور، بلند شد از برکت تو بود، اگر ماجرای زخم سرباز کرد، تازه شد از سر، بلند شد هر دل که از مصیبت و عشق تو سهم برد آتش گرفت، سوخت و یکسر، بلند شد یک رستخیز سرخ که دنیا نیاز داشت از عمق لحظه های...