اشعار و متون ادبی

نظم و نثر ادبی

اشعار و متون ادبی

نظم و نثر ادبی

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد

 


خدایا

دستم به آسمانت نمی رسد

اما تو که دستت

به زمین می رسد

بلندم کن

 


زائر کرب و بلا

15 عکس حیرت انگیز از ضریح و قبر مطهر امام حسین (ع)

عشقت غبار از دل غمبار می کشد
عکس تو را به آینه تار می کشد

ناله اگر بلند شود از سَر جگر
حتماً طبیب را سویِ بیمار می کشد

با جذبه می کِشی و به یک غمزه می کُشی
زلفت فقط مرا به سر دار می کشد

از معجزاتِ هاشمی یوسفِ من است
هر روز مشتری سر بازار می کشد

پلکِ خمار چشم ترت را به هم مزن
کی دور حوض میکده دیوار می کشد؟!

کشتی شکست خورده طوفان کربلا
بعد از هزار سال عجب بار می کشد!!!

خوشبخت آن کسی ست که از دست هایِ خویش
تنها برای سینه زدن کار می کشد

بویِ گناه از همه شهر می رود
وقتی حسین پرده ستار می کشد

مژ گانِ چشم تر یا حسین ها
رسوایی مرا همه جا جار می کشد

دارد برای زائر کرب و بلا شدن
کار من و تو باز به اصرار می کشد


نگارنده


اربعین و اشک خون


عکس زیبا برای پروفایل برای اربعین - عکس نودی

اربعین آمد و چشم ها باز گریان می شود
کربلا ماتم سرای اهل ایمان می شود

غصه های آل طه در مسیر کوفه و شام
یاد شام تارشان در کنج ویران می شود

باز تازه غصه های کربلا در نزد زینب
سید سجاد زین غم اشک ریزان می شود

مجلس شام یزید و لعل لب های حسین
زیر چوب خیزران باز خونریزان می شود

گوشه ویرانه گویا غنچه ای روییده است
آه و صد افسوس که آن هم برگ ریزان می شود

باز گویا یک سری بی تن به نزددخترش
یا که خورشیدی به نزد ماه میهمان می شود

باز گویا دختری از شوق دیدار پدر
گریه و زاری نموده تا که بی جان می شود

باز گویا جابر آید با عطیه کربلا
حال او زین ماتم عظمی پریشان می شود

باز گویا زینب غم دیده از شام بلا
می رسد بر کربلا و زار و نالان می شود

کاروان آل یاسین مجلسی برپا نموده
دشت خون با اشک زینب سیر باران می شود

غم فزون گشته زحد غمخوار زینب رفته است
تا ابد دنیای او همچون غمستان می شود

ناله های زینب و خون دل سجاد دین
تازه است هر روز تا مهدی نمایان می شود

راجی اندر این عزا با شیعیان هم ناله است
دارد امیدی که روز حشر شادان می شود

راجی


بعضی دل ها با خدا رفیق شدند ........



میخک

بعضی دل ها

آن قدر با خدا رفیق شدند ؛

که طوفانم بیاید

آرامش از چهره شان نمی رود

......

دست هاشان را به آسمان است ؛

ولی دل شان ؛

مدت ها است با آسمان یکی شده است


یک جمع نکوشیده به مقصود رسیدَند // یک قوم دویدند و به مقصد نَرسیدَند


با معنی 14 رنگ از رنگ های گل رز بیشتر آشنا شوید | گُل‌سِتان

مردان خدا پردهٔ پندار دَریدَند

یعنی همه جا غیرِ خدا یار نَدیدَند

هر دست که دادند از آن دست گرفتَند

هر نکته که گفتند همان نکته شَنیدَند

یک طایفه را بَهرِ مکافات سِرشتَند

یک سلسله را بَهرِ ملاقات گُزیدَند

یک فرقه به عِشرت در کاشانه گُشادَند

یک زُمره به حسرت سَرِ انگشت گَزیدَند

جمعی به درِ پیرِ خرابات خَرابَند

قومی به بَرِ شیخ مناجات مُریدَند

یک جمع نکوشیده به مقصود رسیدَند

یک قوم دویدند و به مقصد نَرسیدَند

فریاد که در رهگذرِ آدمِ خاکی

بس دانه فِشاندند و بسی دام تَنیدَند

همت طلب از باطنِ پیرانِ سَحَرخیز

زیرا که یکی را زِ دو عالم طَلبیدَند

زنهار مَزَن دست به دامان گروهی

کَز حَق بِبُریدَند و به باطل گِرَویدَند

چون خلق دَرآیند به بازارِ حَقیقَت

ترسم نفروشند متاعی که خَریدَند

کوتاه نظر غافل از آن سَروِ بلند است

کاین جامه به اندازهٔ هر کس نَبُریدَند

مرغانِ نظَربازِ سَبُک‌سِیْر فُروغی

از دامگه خاک بر افلاک پَریدنَد

فروغی بسطامی


خدای من که هر ناممکنی را ممکن می سازد .....

the sky is filled with purple clouds and some buildings

من بالای آسمان این شهر

خدایی دیده ام

که هر ناممکنی را ممکن می سازد

فقط کافی است زمانش برسد .....


منتقم کربلا در راه است .......

جشن گل نرگس درکازرون

چه کنم آرزوی وصل تو از سر نرود
بنده جز خانه ی مولا در دیگر نرود

من ز داغ غم هجران رخت می‌سوزم
آتش عشق تو از این دل مضطر نرود

مرغ جانم به سر کوی حبیبم بنشست
هرچه سنگش بزنی هرگز ازین در نرود

گل نرگس ز شمیم سحرت مست شدم
عطر جانبخش تو از جان معطر نرود

با پر سوخته بر گرد تو گردم ای شمع
از سرکوی تو پروانه بی‌پر نرود

مادرت فاطمه در پشت در سوخته گفت
بین که دشن ز در خانه حیدر نرود

هاشمی گفت خدا داند و قلب مهدی
کز دل سوخته او غم مادر نرود

منتقم کربلا در راه است .......


جشن گل نرگس درکازرون

لحظه ها را متوسل به دعاییم بیا
سالیانی ست که دل تنگ شماییم بیا

وسعتت در دل این ظرف نشد، جا ماندیم
تشنه از حسرت رویت لب دریا ماندیم

چشممان خشک شد از وسعت این بی اَبی
و نداریم دگر طاقت این بی اَبی

در قنوت دلمان خواهش باران داریم
ندبه خوانیم و تمنای بهاران داریم

پس ببار ای پسر حضرت باران بر ما
که ترک خورده زمین از اثر این گرما

دامن دشت شده سفره ی راز دل ما
داغ الاله نشانی ز نیاز دل ما

ما که در راه تو عمریست تمامی گردیم
گردبادیم و به دنبال شما می گردیم

چند جمعه دلمان را سر راهت آریم
تا بدانی که تمنای وصالت داریم

شهرمان را ز رخ چون قمرت روشن کن
کوچه ها را پر از نسترن و سوسن کن

اسمان خواهش یک جرعه نگاهت دارد
نه که ما فاطمه هم چشم به راهت دارد


صابر خراسانیلحظه ها را متوسل به دعاییم بیا
سالیانی ست که دل تنگ شماییم بیا

وسعتت در دل این ظرف نشد، جا ماندیم
تشنه از حسرت رویت لب دریا ماندیم

چشممان خشک شد از وسعت این بی اَبی
و نداریم دگر طاقت این بی اَبی

در قنوت دلمان خواهش باران داریم
ندبه خوانیم و تمنای بهاران داریم

پس ببار ای پسر حضرت باران بر ما
که ترک خورده زمین از اثر این گرما

دامن دشت شده سفره ی راز دل ما
داغ الاله نشانی ز نیاز دل ما

ما که در راه تو عمریست تمامی گردیم
گردبادیم و به دنبال شما می گردیم

چند جمعه دلمان را سر راهت آریم
تا بدانی که تمنای وصالت داریم

شهرمان را ز رخ چون قمرت روشن کن
کوچه ها را پر از نسترن و سوسن کن

اسمان خواهش یک جرعه نگاهت دارد
نه که ما فاطمه هم چشم به راهت دارد


صابر خراسانی

خداوند رهایت نمی کند .......


گل میخک

خداوند هیچ گاه تو را دست خالی

رها نخواهد کرد

اگر از تو می خواهد که

چیزی را زمین بگذاری

به این دلیل است که می خواهد

چیز بهتری را برداری

جنگ میان " بهانه " و " اراده "


بذر گل میخک قرنفل میخک مینیاتوری (Dianthus chinensis f1 Diana white)

موفقیت ما حاصل یک جنگ است ؛

جنگ میان " بهانه " و " اراده "

سرنوشت تو است انتخاب کن

طرفدار کدامیک هستی !!!

فلسفه تکرار هر‌ساله عزاداری حسین‌بن‌علی‌(ع)


100 عکس نوشته و عکس پروفایل اربعین حسینی 1402 - تشریفینو

آیا حسین‌بن‌على(ع) نیازى دارد که ما و شما بیاییم بنشینیم برایش گریه کنیم، مثلًا تشفّى قلبى پیدا مى ‏کند، العیاذ‌ باللَّه عقده‌‏هاى دلش خالى مى ‏شود؟ یا عقده‌‏هاى دل فاطمه‌زهرا(س) و یا حضرت امیر(ع) خالى مى ‏شود؟
اصلًا آنها عقده دل دارند که بخواهند خالى کنند؟
امام صادق(ع) فرمود: سوره و‌الفجر را بخوانید که سوره جد ما حسین‌بن‌على است.
گفتند: آقا به چه مناسبت؟
فرمود: آیات آخر سوره و‌الفجر: «اى صاحب نفس آرام! به سوى پروردگارت باز‌گرد، تو از پروردگارت خشنودى، عقده‌‏اى در روح تو وجود ندارد. تو آگاهانه کار خودت را انجام دادى، از کار خودت هم خوشحالى.
خدا از تو راضى است. حالا برو در زمره بندگان خاص من، در زمره بندگان ما باش.» حسین رفت نزد پدر و برادر و مادر و جد بزرگوارش، آنها در یک سعادتى هستند که براى ما قابل تصور نیست. عقده‌‏اى ندارند که ما بخواهیم براى تشفّى عقده آنها کارى کرده باشیم.
پس مسئله تشفّى قلب حضرت زهرا با اقامه عزاداری امام حسین چیست؟
تشفّى این است که اسلام اصلى دارد به نام اصل عدل: «‌انَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسانِ وَ ایتاءِ ذِى الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ» (نحل/90) اسلام اصلى‏ دارد به نام مبارزه با ظلم و ستمگرى، اصلى دارد به نام حماسه شهادت.
حسین سمبل احیاى عدالت اسلام است. حسین سمبل مبارزه با ظلم در دنیاى اسلام است، حسین حماسه شهادت است، حسین شعار عدالت اسلامى است، شعار عدالت است. تا شما نام حسین را زنده نگه مى ‏دارید، یعنى ما طرفدار عدالت اسلامى هستیم. اینکه پرچم سیاه بالاى خانه‌‏تان مى‌‏زنید یعنى من وابسته به حسینم،
کدام حسین؟ همان حسینى که در راه عدالت شهید شد.
پس من وابسته به عدالت اسلامى‌‏ام، من وابسته به حسینم،
کدام حسین؟
همان حسینى که در راه خدا هرچه داشت داد، آن حسینِ پاکباخته در راه خدا. پس من طرفدار پاکباختگى در راه خدا هستم. خود همین شعار است. اسم بچه‌‏تان را هم که حسین مى ‏گذارید- اگر توجه داشته باشید- مى‌‏خواهید این شعار را زنده نگه دارید.
این است که به ما گفتند نگذارید این [حادثه‏] فراموش بشود. سال به سال این خاطره را تجدید کنید.

* مجموعه آثار استاد شهید مطهرى (لزوم تعظیم شعائر اسلامى(پانزده گفتار))، ج ‏25، صص: 370-369- با تلخیص و ویرایش

از مهد هندوئیسم تا کربلا


عکس های شگفت انگیز از قطرات آب در طبیعت!

زائری هندی در بین‌الحرمین مشغول دعا بود، از نحوه دعا کردن او کنجکاو شدم و با کمی جست‌وجو و سؤال و جواب متوجه شدم، او اکنون مسلمان است اما تا سه سال قبل‌، از پیروان یکی از فرقه‌های آیین هندوئیسم بود و سال اول که به کربلا آمد، هنوز مسلمان نشده بود؛ نحوه دعا کردنش من را به اشتباه انداخت اما باب خیری شد تا از تغییر مذهب او جویا شوم.


هندوئیسم کجا و بین‌الحرمین کجا؟!
شنیده بودم که بسیاری از مردم غیر‌مسلمان هند، امام حسین(ع) را می شناسند، اما اینکه خود را به کربلا برسانند، کمی عجیب است.
یکی از زائران مسلمان هندی که فارسی می‌داند، حرف‌هایش را برایم ترجمه می کند؛ او می گوید: این سومین سالی است که به کربلا می‌آیم، من اکنون مسلمان هستم اما سه سال پیش که به کربلا آمدم، هنوز از پیروان آیین هندوئیسم بودم و فقط جذبه حسین(ع) مرا به این مکان کشاند و حتی تا چند ماه بعد نیز می‌خواستم عشق حسین را داشته باشم اما بر مذهب خود بمانم اما دیدم این طوری روحم ناآرام‌تر می شود، لذا سال بعد چند روز قبل از وارد شدن به کربلا مسلمان شدم.
او در ادامه می گوید: به کربلا آمدم چون حسین فقط یک رهبر دینی، یا محلی یا مذهبی نیست، او شخصیت و رهبری جهانی است.
این زائر حسینی در ادامه می گوید: حسین برای من برآورنده آرزوهایم است و هر روز صبح که از خواب برمی‌خیزم، رو به سوی کربلا می‌کنم و انرژی معنوی می‌گیرم. از او می‌پرسم چگونه با امام حسین(ع) آشنا شدی و می‌گوید: محرم چند سال پیش به دنبال آدرسی در یکی از ایالت‌های جنوبی هند بودم؛ آدرس را پیدا نمی‌کردم به سمت ساختمانی رفتم تا از فردی آدرس را بپرسم، صدای سخنرانی می‌آمد، سخنران آن از حسین می‌گفت، نام حسین را قبلا شنیده بودم اما از مرامش فقط یک کلمه می‌دانستم و آن اینکه او مقابل ظلم ایستاد؛ پای صحبت آن سخنران نشستم و به این نتیجه رسیدم که چقدر آرمان‌های حسین(ع) برایم جذاب، دلنشین و آشنا است. نظرش را درباره عاشورا جویا می‌شوم و می‌گوید: این یک واقعه تراژیک و هولناک بود؛ گروهی ایشان را که سخنش برای تعالی روح انسان بود، به شهادت رساندند. او را به حال خود تنها می‌گذارم تا به سبک و روش خود در این مکان مقدس دعا کند؛ به این نکته فکر می‌کنم که گاه یک لحظه تأمل و تفکر، انسان را که پیرو هندوئیسم است و اصلا نسبتی با راه حسین ندارد، نیز می‌تواند کربلایی کند.

از: پایگاه اطلاع‌رسانی حج


روش امام خمینی در مصرف آب


تکنیک های عکاسی قطره آب | راهنمای کامل برای پروژه های تبلیغاتی حرفه ای

حساسیت نسبت به چکه‌های آب(در محضر امام خمینی(ره))

از شیر‌‌های آب بیت گاهی اوقات خواهی نخواهی قطره‌ای آب می‌چکید ‌‎ ‌‏و ما‌‎ ‌‏بار‌ها‌‎ ‌‏می‌دیدیم که امام احساس می‌کردند واشر شیر کمی ضعیف ‌‎ ‌‏شده و دلیل چکه‌کردن آب هم همان واشر است. با آیفون زنگ می‌زدند ‌‎و خدمتشان می‌رفتیم. می‌فرمودند: این شیر خراب است درستش کنید. می‌رفتیم لوله‌کش می‌آوردیم و برای اینکه هزینه‌ها‌‎ ‌‏زیاد نشود فقط واشر ‌‎‌‏آن را‌‎ ‌‏عوض می‌کردیم. بعضی وقت‌ها‌‎ ‌‏که لوله‌کش نبود و یا‌‎ ‌‏دیر می‌آمد، ‌‎‌‏حضرت امام یک ظرف زیر شیر آب می‌گذاشتند و وقتی که خدمت ‎ایشان می‌رسیدیم می‌فرمودند: ببین چقدر آب جمع شده‌، اگر بنا‌‎ ‌‏باشد ‌‎در هر منزلی این‌قدر آب هدر برود، چقدر می‌شود. امام در مصرف آب و ‌‏برق خیلی توجه داشتند که اسراف نشود. ‌‏درخت‌ها‌‎ ‌‏و گل‌‌های حیاط بیت ‌‎را‌‎ ‌‏گاهی اوقات بچه‌ها‌‎ ‌‏آب‌پاشی ‌‏می‌کردند، ‌‏اگر حضرت امام ‌‏احساس ‌‎می‌کردند که از آب شهری استفاده شده ناراحت ‌‏می‌شدند اما‌‎ ‌‏خیالشان ‌‎راحت بود که از آب چاه است؛ با‌‎ ‌‏وجود آن نیز به باغبان‌ها تاکید ‌‎ ‌‏می‌کردند که در مصرف آب چاه نیز صرفه‌جویی کنند.‏(1)
_________________________
1.کتاب:خاطرات خادمان و پاسداران امام خمینی‌، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌،1387‌،ص34‌، راوی سید رحیم میریان؛ از پرتال امام خمینی.

آفت التزام عملی به ارزش‌ها


عکس حرم امام حسین در روز

قال الامام الصادق(ع):

«آفهًْ الدین الحسد و العجب و الفخر».


امام صادق(ع) فرمود:

آفت دین سه چیز است:

1- حسد ورزیدن

2- خودپسندی و عجب

3- فخرفروشی. (1)
____________
1- الکافی، ج 3، ص 748

منتقم کربلا در راه است .......


ساحل چشم من از شوق به دریا زده است
چشم بسته به سرش،موج تماشا زده است

جمعه را سرمه کشیدیم،مگر برگردی
با همان سیصد و فرسنگ نفر برگردی

زندگی نیست،ممات است تو را کم دارد
دیدنت ارزش آواره شدن هم دارد

از دل تنگ من،آیا خبری هم داری؟
آشنا،پشت سرت مختصری هم داری؟

منتی بر سر ما هم بگذاری، بد نیست
آه،کم چشم به راهم بگذاری،بد نیست

نکند منتظر مردن مایی،آقا؟
منتظرهات بمیرند،میایی آقا؟

به نظر میرسد این فاصله ها کم شدنی ست
غیر ممکن تر از این خواسته ها هم شدنی ست

دارد از جاده صدای جرسی می آید
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

منجی ما به خداوند قسم آمدنی ست
یوسف گم شده، ای اهل حرم! آمدنی ست